نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

آن جامه بر آن بدن چه زیباست

وان پیرهنش بتن چه رعناست

سنگین دلش از بدن هویدا

سیمین بدنش ز جامه پیداست

آن حله آتشین بر آن تن

چونانکه درون شیشه صهبا است

و آن جامه سبز بر تن نغز

چون غنچه که در غلاف خضر است

آن لعل لبت که لاله رنگ است

چون خون دل حبیب حمر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر زیبایی‌های ظاهری و جاذبه‌های یک زن را توصیف می‌کند. او به جامه زیبا و مناسب بر تن او اشاره می‌کند که بر زیبایی‌های بدنش تأکید دارد. همچنین، رنگ و جلوه‌های لباس و زیبایی چهره‌اش به گونه‌ای توصیف شده که گویی زیباترین اشیا را به یاد می‌آورد، مانند شیشه‌ای پر از شراب یا غنچه‌ای در دل طبیعت. لاله‌گون بودن لبان او نیز به تصویر کشیده شده که به شدت احساساتی عمیق را منتقل می‌کند. این شعر به طور کلی در ستایش از زیبایی ظاهری و جذابیت زنانه است.