نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

نوبت عشرت است و وقت صبوح

میزند مرغ صبح یا سبوح

طاب وقت الشراب والاطراب

اشرق الصبح و النسیم تفوح

می بگیر از کف غزالی مست

ان قرن الغزال کادیلوح

صبح زاهد بود دعای صباح

صبح عارف بود شراب صبوح

بحر اندیشه گشته طوفان زای

چنگ زن در رکاب کشتی نوح

گو بناصح که لب فرو بندد

ما شکستیم توبه های نصوح

باده را راح کرده نام عرب

که بود روح قلب و راحت روح

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به آغاز صبح اشاره دارد و فضای شادی و سرور را توصیف می‌کند. مرغ صبح، زنگ آغاز روز را به صدا درمی‌آورد و زمان مناسب برای نوشیدن شراب و لذت بردن از زندگی فرامی‌رسد. شاعر به تأثیرات خوشایند صبح بر حالت روحی انسان اشاره کرده و آن را با دعا و عرفان مرتبط می‌سازد. همچنین، او به اهمیت شگفتی‌های زندگی و اندیشه‌های عمیق اشاره می‌کند و تنش‌های درونی ناشی از توبه و تصورات زاهدانه را به چالش می‌کشد. در نهایت، او به لذت‌های مادی اشاره می‌کند که به زندگی روح و آرامش می‌بخشد.