شمارهٔ ۹۸ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از زلف سیاهت که همه چین و شکنج است
جان و دل غمدیده ما سخت به رنج است
رخساره سیمین تو گنجی است نهانی
وآن زلف یکی مارسیه بر سر گنج است
ما را طمع کیش مسلمانی از آن زلف
...که او کافری و اهل فرنج است
روی تو یکی مجمر سوزان و برآن روی
زلف تو خال سیهت دود و سپنج است
وز مملکت روم یکی دزد تبه کار
گوئی به پناه آمده در کشور زنج است
امشب شب عید است و همه بوم و بر ما
آوازه طنبور و دف و نغمه سنج است
شیرین غزلی نغز بدین قافیه گوید
هر کس که در اندیشه خود قافیه سنج است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جاذبه زلف و چهره محبوب اشاره دارد. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف، زلف محبوب را به مار سیاهی تشبیه میکند که بر روی گنجی نهان نشسته است و به این ترتیب، عشق و اشتیاق خود را بیان میکند. او همچنین به تضادهای مذهبی اشاره میکند و از کیش مسلمانی یاد میکند، در حالی که زلف محبوب به نوعی کافر و فرنگی جلوه میکند. شاعر در ادامه، به زیبایی چهره محبوب میپردازد که همچون مشعلی سوزان است. مدح شب عید و نغمههای خوشایند آن نیز در شعر گنجانده شده است و در آخر به هنر و زیبایی غزلگویی اشاره میکند.