نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

رندان که مقیمان خرابات الستند

از غمزه ساقی همه آشفته و مستند

برخاسته اند از سر مستی بارادت

زانروز که در میکده عشق نشستند

تا چشم بنظاره آن یار گشادند

از دیدن اغیار همه دیده ببستند

زان شورش و مستی که ز هستی نهراسند

نشکفت اگر ساغر و پیمانه شکستند

از نشئه آن باده که از عشق قدیمست

از جوی حوادث همه یکبار بجستند

دست از همه آفاق فشاندند ز غیرت

ای دوست بیندیش که باری ز چه رستند

از ذوق بلا نوش خرابات خرابند

در شوق بلی گوی مناجات الستند

از هستی خود جانب مستی بگریزند

تا خلق ندانند که این طایفه هستند

مانند حسین از سر کونین گذشتند

با این همه از طعن بداندیش نرستند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره رندان (مستان) است که در میکده عشق به سر می‌برند و از دیدن صحنه‌های زیبایی که ساقی برایشان می‌نوشاند، مست و آشفته می‌شوند. آنها به خاطر عشق و شوق به حقایق، از همه چیز دست کشیده و به سوی مستی و حال خوش می‌روند. رندان به دنبال شادی و رهایی از قید و بندهای دنیوی هستند و با بی‌خیالی از قضاوت‌های دیگران، در عیش و نوش خود غرق شده‌اند. آنها همچون حسین از سختی‌های دنیا عبور می‌کنند، اما با این حال، از طعنه‌های بداندیشان نمی‌هراسند.