شمارهٔ ۱۰۱ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر که را سلطان ما بیچارگی روزی کند
بازش از روی عنایت چاره آموزی کند
شمع در آتش نهد پروانه را وز بهر او
گاه در مجلس بگرید گاه دلسوزی کند
سوی درگاهش نیابد عاشق سرگشته راه
گرنه انوار جمال او قلاووزی کند
هم جراحت زو رسد هم راحت دلها از او
گاه دل را پاره سازد گاه دلدوزی کند
آن کند با جان مشتاقان نسیم وصل او
کاندر اطراف حدایق باد نوروزی کند
گو میفروز آسمان هرگز چراغ صبح را
ماه من چون چهره بگشاید شب افروزی کند
گر حسین از طلعت دیدار یابد بهره ای
طالع او بر فلک پیوسته فیروزی کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف سلطانی میپردازد که با مهربانی و دلسوزی به بیچارگان کمک میکند و در عین حال خود نیز باعث ایجاد شادی و آرامش در دلهای عاشقان است. او مانند شمعی است که پروانهها را به سمت خود میکشاند و در عین حال گاه موجب رنج و گاه تسکین دلها میشود. زیبایی و نور او چنان جاذبهای دارد که عشق را در دلها زنده میکند. همچنین، شاعر به ستایش ماه و زیباییهایش پرداخته و از تأثیر مثبت دیدار با چهرههای نورانی همچون حسین سخن میگوید که میتواند روشنی و فتحی در عالم ایجاد کند. شاعری شکوه و جذابیت عشق و زیبایی را در این ابیات به تصویر میکشد.