شمارهٔ ۹۹ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل همیشه تکیه بر فضل الهی میکند
جان گدای او شده است و پادشاهی میکند
هرکه از مستی جام عشق ملک جم نخواست
سلطنت از اوج مه تا پشت ماهی میکند
غره شاهی مشو درویش این درگاه باش
در حقیقت هرکه درویش است شاهی میکند
ای شده مغرور ملک نیمروز آگاه شو
زان اثرهایی که آه صبحگاهی میکند
ما خجالتها بسی داریم لیکن آن کریم
از کمال لطف هردم عذرخواهی میکند
هرکه اندیشد ز خجلتهای هنگام شمار
من عجب دارم که چون میل مناهی میکند
موسپید و دلسیه گشت از گنه زان رو حسین
آب دیده لعلگون و چهره کاهی میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تکیه کردن دل بر فضل الهی و humildity است. شاعر به این نکته اشاره میکند که روح درویش در واقع پادشاهی واقعی است و واقعیات زندگی را از دریچه عشق و بندگی الهی میبیند. او به پرهیز از غرور و خودستایی دعوت میکند و تأکید میکند که خداوند با لطف و کرامت خود عذرخواهی میکند، حتی اگر ما خجالتزده از گناهان خود باشیم. همچنین، بیان میکند که انسان با یادآوری ناپایداری زندگی و گناهانی که مرتکب شده، باید همیشه در حال توبه و بازگشت به سوی خداوند باشد.