شمارهٔ ۱۰۲ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عاشقان چون با خیال یار خود پرداختند
خلوت دل را ز غیر دوست خالی ساختند
هر دم از نور تجلی چهره ها افروختند
در سعادت بر سر عالم علم افراختند
تا ز اکسیر سعادت مس خود را زر کنند
نقد دل در بوته سودای او بگداختند
از جمال دوست ناگه عید اکبر یافته
تیغ قربان بر سر نفس بهیمی آختند
حال این آشفتگان درد را از ما بپرس
کاندرین گوشه بذکر دوست چون پرداختند
گه چو عود از آتش هجر عزیزان سوختند
گه چو نی با شکر لبهای جانان ساختند
منزل ادنای ایشان قاب قوسین آمده
اسب همت را چو در میدان وحدت تاختند
چون دل پردرد ایشان تختگاه عشق شد
رخت غیر از گوشه خاطر برون انداختند
نقد جان اندر قمارستان وحدت ای حسین
با حریف نرد درد عاشقی درباختند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و ارتباط عمیق عاشقان با معشوقشان است. عاشقان برای رسیدن به محبوب خود، قلب و دل خود را از غیر خالی کرده و با یاد او زندگی میکنند. آنها با انرژی ناشی از عشق، تلاش میکنند به سعادت دست یابند و در مسیر عشق، از چیزهای دنیوی چشمپوشی میکنند. این شعر به بیان دردهای عاشقان و سوختن آنها در آتش جدایی و هجران میپردازد و نشان میدهد که عشق آنها را به مقامهای والایی میرساند. همچنین، عشق را به قمار و بازی تشبیه میکند، که در آن جان خود را در این بازی باختهاند. بهطور کلی، این شعر تجسمی از عشق خالص و پیوند عمیق بین عاشق و معشوق است.