شمارهٔ ۹۷ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دوش از جمال دوست شبم روز گشته بود
کان آفتاب شمع شب افروز گشته بود
اقبال بود همنفس و بخت گشته یار
یاری دهنده طالع فیروز گشته بود
در هر طرف شکفته گلی سرو قامتی
در ماه دی ببین که چه نوروز گشته بود
پروانه داشت شمع من از من ولیک دوش
بر حال من نگر که چه دلسوز گشته بود
مه را قران مشتری و آفتاب من
با من قرین برغم بدآموز گشته بود
آن ماه چارده جگر پاره مرا
دوش از خدنگ غمزه جگردوز گشته بود
اندوخت شادی همه عالم حسین دوش
زین پیشتر اگرچه غم اندوز گشته بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره لحظاتی از عشق و زیبایی است که شاعر تجربه کرده است. او از جذابیت و نورانیت عشق میگوید که شبی را در کنار محبوبش گذرانده و آن شب به مانند روزی روشن و شادیبخش بوده است. شاعر احساس میکند که بخت و اقبالش به او کمک کرده و همه چیز به نفع او پیش رفته است. در هر طرف، زیبایی و جوانی را میبیند و با وجود غم و اندوهی که قبلاً داشته، حالا تمامی شادیهای جهان را در یک شب تجربه کرده است. در این شعر، عشق و زیبایی به وضوح نقشی کلیدی دارند و شاعر از تحولات احساسی خود در این لحظات صحبت میکند.