نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را

چو منم زنده به عشقت چه کشم منت جان را

چو رسد از تو جراحت بود آن منت و راحت

بدو صد لابه از آن رو طلبم زخم سنان را

چو حدیث تو نگویم صفت عشق نجویم

چو ره عشق بپویم چه کنم پای دوان را

چو ز عشق تو خرابم به جناب تو شتابم

چو نشان تو نیابم بهلم نام و نشان را

چو شدم سوی تو بینا کنم از خویش تبرا

چو شدم غرقه دریا چه کنم قعر و کران را

هله ای عاشق صادق بگسل بند علایق

چو نهی روی به خالق منگر خلق جهان را

دل ز اندیشه جدا جو گذر از خویش و خدا جو

تو در اقلیم فنا جو همگی امن و امان را

دلت از فیض نهانی نشود لوح معانی

چو حسین ار نگذاری روش نطق زبان را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و وابستگی خود به معشوق سخن می‌گوید و به تضادهای میان زندگی و عشق اشاره می‌کند. او بیان می‌کند که زندگی‌اش به عشق معشوق بستگی دارد و اگر چه درد و رنجی از این عشق می‌کشد، اما نمی‌تواند از آن دست بکشد. شاعر در تلاش است تا حقیقت عشق را درک کند و از تعلقات دنیوی فاصله بگیرد، در حالی که به سوی معشوقش می‌شتابد. او در نهایت به سراغ حقیقت الهی می‌رود و می‌خواهد از دنیای مادی رهایی یابد. این شعر تمرکز بر عشق، فراق و نزدیکی به خدا دارد و مدعی است که برای رسیدن به حقیقت باید از تعلقات دنیوی گذشت.