نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای خسرو خوبان لبت از شهد شیرین کاره تر

هم دیده نادیده ز تو عیاره ای عیاره تر

ای نازنین با ناز اگر بیچارگانرا میکشی

اول مرا کش چون منم از دیگران بیچاره تر

از عشق رخسار و لبت دل خونشده جان سوخته

وز سوز جان و خون دل لب خشگم و رخساره تر

جانهای خوبان سوختی تنها نه عاشق میکشی

ای از تو خوبان خورده خون تو از همه خونخواره تر

بر بوی تو گل در چمن صد چاک زد جامه چو من

وز روی غیرت جان من از جامه گل پاره تر

خاک رهت گشتم ولی از بیم گرد دامنت

دارم ز آب چشم خود خاک رهت همواره تر

بگداخت سنگ از آه من لیکن چسود ایماه من

کان دل که داری نیست آن از سنگ خارا خاره تر

آواره عشقت بسی هستند در عالم ولی

انصاف ده خود دیده ای هیچ از حسین آواره تر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی‌های محبوب خود اشاره می‌کند و با زبانی عاشقانه و غم‌انگیز، از درد و رنجی که عشق او به او داده سخن می‌گوید. او می‌گوید که لب‌های محبوبش شیرین‌تر از شهد است و خود را از دیگران بیچاره‌تر می‌داند. شاعر با تاکید بر سوختن دل و جانش از عشق، نشان می‌دهد که آزار و عذابی که از عشق می‌کشد بیشتر از دیگران است. همچنین به زیبایی و اثرات عشق در زندگی‌اش اشاره می‌کند و در نهایت از آواره‌گی خود در دنیای عشق سخن می‌گوید، به‌ویژه در مقایسه با حسین، که مانند او آواره عشق است. این شعر حس و حال عمیق عشق و دلتنگی را به خوبی منتقل می‌کند.