نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دوست در خانه و ما را خبری نیست دریغ

طالع دلشدگان را اثری نیست دریغ

بر همه تافته مهر رخ منظور ولیک

بهر نظاره کسی را نظری نیست دریغ

همه آفاق پر از پرتو خورشید و هنوز

شب امید دلم را سحری نیست دریغ

خواستم سر نهم و عذر قدومش خواهم

لایق خاک قدمهاش سری نیست دریغ

بنده بس معتقد و خادم و دولتخواهست

این قدر هست که او را هنری نیست دریغ

طوطی طبع من از شکر تو شیرین کام

کز مقالات تو او را شکری نیست دریغ

می پرد سوی تو از شوق دل و جان حسین

لیک بر بازوی او بال و پری نیست دریغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از افسوس و اندوه گوینده در مورد نبودن دوست و عدم ارتباط با اوست. او احساس می‌کند که در دنیایی پر از زیبایی و نور، خود او غمگین و ناامید است و از دیدن محبوبش محروم مانده است. شاعر از کوشش خود برای نزدیک شدن به دوست صحبت می‌کند، اما بر این باور است که لایق حضور او نیست. ضمن این که به عشق و شوق خود اشاره دارد که به او پرواز می‌کند اما بدون قدرت و توانایی. در کل، شعر از احساساتی چون حسرت، عشق و ناامیدی سخن می‌گوید.