شمارهٔ ۱۱۴ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سینه خلوتخانه یار است خالی کن ز غیر
ره مده در کعبه بت را زانکه کعبه نیست دیر
چون سلیمان با وجود سلطنت درویش باش
تا ترا تلقین کند روح القدس اسرار طیر
درد و سوز عشق حاصل کن که بی این پر و بال
طایر جانت نیارد کرد سوی دوست سیر
رشته جان را کشم وز هر مژه سوزن کنم
دیده از غیرت بدوزم تا نبیند روی غیر
زاهدان را روضه رضوان و ما را کوی دوست
من رضا دادم حسین این صلح را والصلح خیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و ارتباط عمیق با معشوق میپردازد. شاعر از خلوتخانه دل سخن میگوید و میخواهد آن را از غیر خالی کند. او به سلیمان اشاره میکند و میگوید که باید حتی در اوج قدرت، به درویشی و اخلاص به معشوق بپردازد. عشق را درد و سوزی میداند که پر و بال جان را برای پرواز به سوی معشوق فراهم میکند. همچنین شاعر از زاهدان و دنیای آنها میگوید و راه خود را راهی برای رسیدن به معشوق میداند، با اشاره به صلح حسین (ع) که نشاندهنده فدای خود در راه دوست است.