شمارهٔ ۱۲۰ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
این منم ره یافته در مجلس سلطان خویش
جان دهم شکرانه چون دیدم رخ جانان خویش
دیگران گر سیم و زر آرند از بهر نثار
من نثار حضرت جانانه سازم جان خویش
دارم از دیده شرابی و کبابی از جگر
تا خیال دوست را آرم شبی مهمان خویش
داشتم پیمان که از پیمانه باشم مجتنب
باده چون پیمود ساقی رستم از پیمان خویش
راز من از اشک سرخ و روی زردم فاش شد
من نکردم آشکارا قصه پنهان خویش
از جراحتهای او داریم راحتها بسی
زانکه از دردش همی یابد دلم درمان خویش
جوهر کان را سلاطین معانی طالبند
شکر ایزد را که باری یافتم در کان خویش
گوهر کان را نمی یابند غواصان عشق
شادی جان کسی کو یافت در عمان خویش
شادی دنیا و هم عقبی شود آن حسین
این گدا را از کرم گر تو بخوانی آن خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعری عاشق بیانگر احساسات عمیق و درد و شادی او نسبت به عشق و محبوبش است. شاعر خود را در مجلسی میبیند که در حضور محبوبش جان فشانی میکند و دیگران با ثروت و زر خود نثار میکنند، اما او تنها جانش را فدای عشق میکند. او با اشتیاق یاد دوست را در دل دارد و در تلاش است تا در این شیفتگی به خوبی و زیبایی آنچه میخواهد را ارائه دهد. درد و رنج ناشی از عشق به وضوح در اشعارش دیده میشود، اما این درد به او آرامش و درمان میدهد. در نهایت، شاعر به یادآوری از اهمیت و ارزش عشق و غنای آن میپردازد و خوشبختی واقعی را در عشق و ارتباط با معشوق میبیند.