شمارهٔ ۱۱۸ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به چشم او نظر میکن دلا در ماه رخسارش
تو هم با دیده جان میتوانی دید دیدارش
ظلال عالم صورت سبل شد دیده دل را
بهل صورت که تا بینی جهانی پر ز انوارش
گلستان حقایق را چه ریحانهاست روحافزا
مشام جان چو بگشایی رسد بویی ز گلزارش
کند شادی بود خرم دلی کز عشق دارد غم
شود آزاد در عالم هر آنکو شد گرفتارش
شه کنعانیم چون مه ببازار آمده ناگه
عزیزان وفاپیشه بجان گشته خریدارش
چه راحتها که می بینم جراحتهای جانانرا
چه مستیها که من دارم ز چشم شوخ خمارش
هدف گشته مرا سینه ز تیغ غمزه مستش
صدف گشته مرا دیده ز یاقوت گهر بارش
کجا چون تو گواهی را پسندد یار خود هرگز
شد این کنج دل ویران محل گنج اسرارش
چو گنج خاص سلطانی نباشد جز بویرانی
شهی کاندر همه عالم به خوبی نیست کس یارش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف زیباییهای محبوب و تأثیرات عشق بر دل عاشق میپردازد. شاعر به زیبایی چهره محبوب اشاره میکند و میگوید که با نگاه به او، دل را میتواند تأثیر بگذارد. او عالم هستی را مانند سایهای از زیبایی محبوب میبیند و به بوی خوش گلها و شادیهای ناشی از عشق اشاره میکند. شاعر از درد و شوق ناشی از عشق سخن به میان میآورد و میگوید که عشق، دل را آزاد میکند. او در نهایت بر این نکته تأکید میکند که محبوبش در بین دیگران بیمانند است و هیچکس نمیتواند به زیبایی او برسد. این شعر یک قطعه عاشقانه است که عشق و زیبایی را به تصویر میکشد.