شمارهٔ ۱۲۹ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عید است و موسم گل و هنگام طرف باغ
لیکن مراست در دل غمگین چو لاله داغ
ساقی اهل عشق فروغی ز باده کو
تا لحظه ای ز هستی خویشم دهد فراغ
با عقل سوی دوست کسی ره نمیبرد
خورشید را بشب نتوان یافت با چراغ
از کوی دوست میرسی ای باد مشگبوی
کز رهگذار تست مرا عنبرین دماغ
در ناله است بلبل و نرگس گشاده چشم
تا کی خرامی ای گل سیراب سوی باغ
دل بی تو سوخت چاره کارش ز کار تست
حاکم توئی و نیست بر این خسته جز بلاغ
شعرت غذای طوطی روح است ای حسین
بشناس قدر طعمه طوطی مده بزاغ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر حال و هوای عید و زیبایی طبیعت را描 میکند، اما خود را در دل غمانگیز و دلتنگی احساس میکند. او از ساقی میخواهد که با بادهای او را از این ناراحتی رها کند و به عشق و دوستی نزدیک شود. شاعر به این نکته اشاره میکند که عقل نمیتواند او را به دوست برساند و تنها با عشق میتوان به حقیقت دست یافت. همچنین، او درباره تاثیر غم و عشق بر دلش میگوید و از بلبل و گل نیز یاد میکند که به عشق و زیبایی زندگی اشاره دارد. در پایان، شاعر به حسین، ممکن است شاعر یا دوستش، میگوید که شعرش غذای روح است و باید ارزش آن را بشناسد.