نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

تافت بر جان و دلم انوار عشق

ای هزاران جان و دل ایثار عشق

بر میان جان خود بستیم باز

از پی ترسائی زنار عشق

گر بدیدی روی او مؤمن شدی

کافری کو میکند انکار عشق

کرده مست از دردی دردی مرا

در خرابات غمش خمار عشق

یاری جانان کسی باید که او

دشمن جان خود است و یار عشق

گشت محروم از سعادت آنکه نیست

در حریمش محرم اسرار عشق

چون ز گیتی بار محنت میکشی

میکش ای بیچاره باری بار عشق

خاک پای دوست را در دیده کش

تا توانی دیدن دیدار عشق

از جمال یار خود یابی شفا

گر شوی مانند من بیمار عشق

عندلیب از عشق چون شد یار گل

شد ببوی عشق او گلزار عشق

ای حسین از دوست نصرت میطلب

تا شوی چون یار برخوردار عشق

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری عاشقانه است که شاعر در آن به بیان احساسی عمیق نسبت به عشق و معشوق می‌پردازد. او عشق را نوری بر جان و دل می‌داند و می‌گوید که ایثار عشق بی‌نظیر است. شاعر بر این عقیده است که اگر کسی حقیقت عشق را ببیند، مؤمن می‌شود و نمی‌تواند انکار کند. او همچنین به درد و رنج ناشی از عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که برای فهم و لذت از عشق، نیاز به یاری معشوق است. شاعر از مخاطب می‌خواهد که با تواضع نزد دوست پیش رود و به زیبایی عشق توجه کند. در انتها، او از حسین می‌خواهد که از دوست یاری بخواهد تا به رضایت و خوشبختی دست یابد.