نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۴ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای غمزه ات کشیده خدنگی بکین دل

ترک کمانکش تو گرفته کمین دل

ز کشت عمر خویش ندانم چه بر خورد

آنکو نکاشت تخم غمت در زمین دل

مقبول حضرتست چنان مقبلی که او

داغ غلامی تو نهد بر جبین دل

جان باختن بروی تو ای دوست کیش ماست

قربان شدن به تیغ هوای تو دین دل

من فارغم ز روضه رضوان از آنکه هست

خاک در سرای تو خلد برین دل

آید بحشر خاتم دولت بدست من

چون باشدم ز مهر تو مهر نگین دل

آندم که دل بناز ز اسرار دم زند

گر هست جبرئیل نباشد امین دل

آیینه جمال خدائی و در رخت

جز حق ندیده دیده دیدار بین دل

همچون حسین عقل طریق جنون گرفت

تا عشق دوست کرد مرا همنشین دل

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دارای عواطف عمیق و مفاهیم عاشقانه است. شاعر به محبوب خود می‌نگرد و از درد و غم عشق سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که زیبایی محبوبش همچون تیر خدنگی به دل او رسیده و این عشق و اشتیاق را در هر کلمه حس می‌کند. شاعر به زراعت غم در دل اشاره می‌کند و می‌گوید که به خاطر محبت محبوب، جان خود را می‌دهند. او ابراز می‌کند که حتی در بهشت نیز خوشبختی را در سایهٔ محبوب می‌بیند و عشق او را برتر از همهٔ نعمت‌ها می‌داند. در نهایت، شاعر به جنون عقل در عشق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که چگونه عشق دوست او را به جهانی دیگر وارد کرده است.