شمارهٔ ۱۴۱ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
من آن آشفته مستم که آنساعت که برخیزم
ز سوز جان پر آتش قیامتها برانگیزم
خلیل عشق دلدارم ز آتش گلشنی دارم
از آنرو جانب آتش ز صحن روضه بگریزم
بدان ساقی چو پیوستم هزاران توبه بشکستم
ز جام عشق چون مستم چه مرد زهد پرهیزم
اگر دانم که دلدارم کشد تیغ و کشد زارم
برهنه رو به تیغ آرم بجان خویش بستیزم
اگر آن عیسی جان را گذار افتد بخاک من
ز انفاس مسیحائی چو گرد از خاک برخیزم
خیال دوست در خلوت چو با جانم بیاویزد
مرا دیگر نمی شاید که با هر کس بیامیزم
من این نار حسینی را فرو کشتن نمی یارم
اگر چه هر نفس مشکی ز اشک دیده میریزم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه و شور و شوق است. شاعر از حال و وضعیت خود میگوید که در حالت مستی و شیدایی به سر میبرد و نمیتواند از عشق دوری کند. او به عشق خود و درد و سوزشهای ناشی از آن اشاره میکند و میگوید که حتی در برابر خطر هم حاضر است جان خود را فدای عشق کند. به نوعی، شاعر احساساتش را از لذت و زحمت عشق بیان میکند و نمیتواند از یاد محبوب غافل شود. او به شدت تحت تأثیر این عشق است و آماده است تا هرگونه قربانیکردن برای آن را بپذیرد. در نهایت، او به شدت تحت تأثیر غم و شادی عشق قرار دارد و نمیتواند از آن فرار کند.