نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۴ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بوئی ز گلستان تو ما چون بشنیدیم

از خود برمیدیم و بدانسوی دویدیم

از بال و پر خویش چو کردیم تبرا

با بال و پر عشق در آن راه پریدیم

عمری چو در آن بادیه سرگشته بگشتیم

آخر بحریم حرم وصل رسیدیم

ای وای که چون حلقه بر آن در بنشستیم

وز صدر سرا بانگ درآئی نشنیدیم

چون بار ندادند و دری هم نگشادند

فریاد و فغان از دل آشفته کشیدیم

گفتند حسین از چه فغان است و خروش ست

ما خلوت خاص از پی هرکس نگزیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از شوق و عشق به معشوق صحبت می‌کند. هنگامی که بویی از گلستان محبوب به مشامش می‌رسد، به سمت آن می‌دود و با عشق خود را از دنیا جدا می‌کند. او و همراهانش به جستجوی حرم وصال می‌روند و علی‌رغم تلاش‌هایشان، وقتی به در می‌رسند، کسی در را به روی آنها باز نمی‌کند. آنها با فراغت و ناامیدی فریاد می‌زنند و از دل آشفته خود شکایت می‌کنند. دیگران از آنها می‌پرسند که چرا اینقدر فریاد می‌زنند، اما آنان در تلاش برای ورود به خلوت خاص محبوب هستند.