نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دل بیچاره‌ام گم شد به کوی یار می‌جویم

دل گم‌گشتهٔ خود را از آن دلدار می‌جویم

ز گلشن‌های روحانی چنین بلبل که من دارم

قفس چون بشکند او را در آن گلزار می‌جویم

چو چشم او به عیاری روان و قلب می‌دزدد

من بیدل متاع خود از آن عیار می‌جویم

چو دانستم که آن عیسی پی تیمار می‌آید

دل آشفته خود را کنون بیمار می‌جویم

چنان با سوز عشق او خوشستم دل که در محشر

به جای شربت کوثر حریق نار می‌جویم

اگر گه‌گه ز بی‌خویشی نظر در عالم اندازم

از او آیینه می‌سازم در او دیدار می‌جویم

چنان بختی که در خوابش شهنشاهان همی‌یابند

چو رهبر بخت بیدارش من بیدار می‌جویم

حسین این تاج‌داری‌ها مرا کی در نظر آید

سر سودایی خود را به زیر دار می‌جویم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از دل بی‌تاب و گم‌شده‌اش سخن می‌گوید که به دنبال یار و دلدارش است. او از احساسات عمیق و سوز عشق خود می‌گوید و بیان می‌کند که در جستجوی دل‌تنگی‌اش به سمت خوشبختی و وصال می‌رود. شاعر به زیبایی‌های عشق و دردهای ناشی از جدایی اشاره می‌کند و در نهایت، آرزوی دیدار با معشوق و آرامش در دل را دارد. همچنین، او نسبت به وضعیت ناامنی که در آن قرار دارد، احساس یأس و ناامیدی می‌کند و در جستجوی نعمتی از عشق است که می‌تواند او را از این وضعیت برهاند.