شمارهٔ ۱۵ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سوخته ز آتش عشقت جگر مرا
وی برده درد عشق تو از خود بدر مرا
عشق تو چون قضای ازل خواهدم بکشت
معلوم شد ز عالم غیب این قدر مرا
عمرم گذشت و از تو خبر هم نیافتم
یا آنکه نیست در طلب از خود خبر مرا
لب خشگم از هوای تو ای جان و دیده تر
خود نیست در جهان بجز از خشک و تر مرا
روزیکه لشگر غم تو دل بتاختن
نبود بغیر عشق پناه دگر مرا
گر صد هزار ناوک محنت ز دست دوست
غیر از دل شکسته نباشد سپر مرا
دیوانه ام مرا ز نصیحت چه فایده
ناصح مده ز بهر خدا دردسر مرا
شیرینی و حلاوت شعرم غریب نیست
کز شکر لعل تست دهن پر شکر مرا
آه حسین در دلت ای جان اثر نکرد
با آنکه سوخت آتش آه سحر مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر شدت عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر از سوزش ناشی از آتش عشق میگوید و احساسی از فقدان و تنهایی را تجربه میکند. عشق به معشوق مانند قضا و قدر او را به قتل میرساند و او از غم و اندوهی عمیق رنج میبرد. در این میان، با وجود تمامی دردها و محنتها، شاعر همچنان به عشق خود وفادار میماند و حتی نصیحتهای دیگران را بیفایده میداند. در نهایت، او به زندگی شیرین و تلخی که ناشی از عشق است اشاره میکند و آه و نالههایش تأثیری بر دل محبوب نمیگذارد.