نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۳ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روزی که من بداغ غمت از جهان روم

بد مهرم ار ز کوی تو سوی جنان روم

در چشم من چو خار نماید گل چمن

بی تو ز بوستان بسوی دوستان روم

در هر طرف گلی است هوا جوی بلبلی

من بلبلی نیم که بهر گلستان روم

از تو حجاب من همگی از من است و بس

برخیزد این حجاب چو من از میان روم

جانم نشانه ساز و در او تیر غم نشان

باشد بدین نشانه بر بی نشان روم

من مرغ عالم ملکوتم عجب مدار

با بال عشق گر بسوی آسمان روم

بگشا حسین پای دل و جان ز قید تن

تا من شبی بجانب آن جان جان روم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر غم و اشتیاق شاعر به محبوبش است. شاعر از احساس تنهایی و بی‌مهری در غیابت محبوب سخن می‌گوید و اینکه حتی در زیبایی‌های طبیعت نیز نبود او را حس می‌کند. او خود را همچون بلبل می‌بیند که بدون گلستانش سرگردان است و اعلام می‌کند که حجاب‌های بین او و محبوبش، تنها از خود او هستند. شاعر با آرزوی فرار از قید و بندهای جسمی، به دنبال وصال محبوب و نزدیکی روحی با اوست. در نهایت، او از حسین، معشوقش، می‌خواهد که به او این امکان را بدهد که به سوی عالم معنوی برود.