نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۲ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

وقتی نظر بطلعت منظور داشتم

با آن پری فراغتی از حور داشتم

شبها ز عکس چهره چون آفتاب او

مانند ماه مشعله نور داشتم

او شاه ملک حسن و من از مهر روی او

رأی منیر و رأیت منصور داشتم

با پسته دهان و لب او فراغتی

از فکر نقل و باده انگور داشتم

دردا که آن طبیب مسیحا نفس نکرد

اندیشه ای که عاشق رنجور داشتم

آیا بود که نزد من آید ز روی مهر

ماهی که بر رخش نظر از دور داشتم

از اشک سرخ و چهره زردم فسانه شد

رازی که در دل از همه مستور داشتم

می یافت قوت روح ز یاقوت او حسین

نظمی از آن چو لؤلؤ منثور داشتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر در این ابیات به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و از آرامش و خوشی‌هایی که در کنار او تجربه کرده، سخن می‌گوید. او همچنین به درد و رنج ناشی از جدایی و دوری از معشوق اشاره کرده و احساس ناامیدی و حسرت را بیان می‌کند. شاعر در نهایت به روح تازه‌ای که از عشق می‌گیرد و زیبایی‌هایی که در وجود معشوق می‌بیند، اشاره می‌کند. در کل، شعر حاکی از یک عشق عمیق و احساسی است که توأم با غم و شوق است.