نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بر دل شکسته ز درد تو داغ‌ها

در سینه‌ام ز آتش عشقت چراغ‌ها

چون هر دلی شده که به داغ تو مبتلاست

نگشاید از تفرج گلزار و باغ‌ها

جان‌های ما به داغ جدایی بسوختی

باشد که رخت خویش شناسی به داغ‌ها

در ورطه بلای تو دل گمشده است و جان

شد سال‌ها که می‌کند از وی سراغ‌ها

شرح شمایل تو حسین ار کند شود

ز انفاس جان‌فزاش معطر دماغ‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از درد و رنج ناشی از جدایی و عشق سخن می‌گوید. دل او به خاطر عشق کسی که شایسته محبتش است، شکسته و سینه‌اش پر از احساسات متضاد است. او به تنگناها و داغ‌هایی که این عشق به او تحمیل کرده اشاره می‌کند و می‌گوید که دیگران نیز از این درد رنج می‌برند. عشق او همچون آتش در سینه‌اش می‌سوزد و او در جستجوی یاد آن محبوب است. در نهایت، او به زیبایی‌های محبوبش اشاره می‌کند که می‌تواند جان‌های دیگران را به وجد آورد.