نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۰ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در ره عشق تو با درد و الم ساخته ایم

سینه سوخته را مجمر غم ساخته ایم

ما دل آشفته لطف و کرم دوست نه ایم

عاشقانیم که با جور و ستم ساخته ایم

چشم ما لایق دیدار تو زانست که ما

سرمه دیده از آن خاک قدم ساخته ایم

بتمنای میان تو گذشته ز وجود

وز خیال دهنت برگ عدم ساخته ایم

قدم از دایره حکم تو بیرون ننهیم

زانکه عمریست که با حکم قدم ساخته ایم

شمع و من در شب هجران تو از آتش دل

تا سحر سوخته و هر دو بهم ساخته ایم

چون کریمی و سئوال از تو خلاف ادب ست

چاره خویش حوالت بکرم ساخته ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و درد سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه در عشق با رنج و اندوه زندگی کرده‌اند. آن‌ها سینه‌ای سوخته از غم دارند و عشقشان موجب آشفته‌حالی‌اشان شده است. چشم‌هایشان برای دیدار محبوب شایسته‌اند چرا که از خاک قدم او سرمه درست کرده‌اند. همچنین، شاعر به یادآوری می‌پردازد که در عشق خود از مرزهای فرمان محبوب فراتر نرفته‌اند و سال‌هاست که با تسلیم در برابر عشق زندگی می‌کنند. در نهایت، پیام شاعر این است که عشق و درد را به عنوان بخشی از وجود خویش پذیرفته‌اند.