شمارهٔ ۱۸۲ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
دو چشم کز هوس روی دوست تر داریم
اگر ز گریه شود چشمه دوستتر داریم
بهیچ باب از این در طریق رفتن نیست
کجا رویم از این در کدام در داریم
ببوستان رضایت شکفته همچو گلیم
چو لاله گرچه بسی داغ بر جگر داریم
اگر تو نیش زنی همچو شهد نوش کنیم
که از جراحت تو راحت جگر داریم
در آتشیم ز دست غمت ولیک خوشیم
که از حلاوت غمهای تو خبر داریم
صفا نماند بعالم بیا که از سر صدق
دل از تعلق آن تیره خاک برداریم
وداع همنفسان کن حسین و رخت ببند
که رفت قافله ما هم سر سفر داریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و دلبستگی به معشوق اشاره دارد. شاعر با ابراز احساساتی عمیق، تاکید میکند که چشمانش تنها زیبایی معشوق را میبینند و به هیچ چیز دیگری توجه ندارند. او از درد و رنج ناشی از عشق نیز سخن میگوید و حتی از زخمهای عشق لذت میبرد. در پایان، شاعر به جدایی و وداع با دوستان اشاره میکند و به طور کلی، موضوعاتی چون عشق، درد و خداحافظی را مورد بررسی قرار میدهد.