نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۷ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ماه من چون آگهی از ناله شب‌های من

رحمتی کن بر دل بیچاره شیدای من

زآتش سودایت ای شمع جهان افروز دل

سوختم پروانه وار و نیستت پروای من

گر ز روی لطف خاکپای خود خوانی مرا

عرش و کرسی تاج سر سازند خاکپای من

آستینم بوسه جای خسروان دین بود

گر ز خاک آستان خویش سازی جای من

گر رود از دست من سرمایه سود دو کون

کم نخواهد شد ز جان سوخته سودای من

آبروئی میبرم از سجده خاک درت

تا شناسد روز محشر هر کسی سیمای من

آشنائی کرد با من عشق عالم سوز او

کله بر افلاک بندد آه دودآسای من

تا ز خاکپای تو روشن شده چشم حسین

جز تو در عالم ندیده دیده بینای من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و محبت عمیق خود به معشوق اشاره می‌کند و از درد و رنجی که در شب‌های تنهایی متحمل شده سخن می‌گوید. او از معشوق درخواست می‌کند که بر دل شیدایش رحم کند و به یاد آوری سوختن خود به عشق او، از آتش عشقش به عنوان شمعی نورافشان یاد می‌کند. شاعر بیان می‌کند که حتی اگر از دنیای مادی چیزی را از دست بدهد، عشق او هرگز کمرنگ نخواهد شد و در روز محشر، سجده بر خاک پای معشوقش به عنوان نشانه‌ای از محبتش دیده خواهد شد. او در نهایت به شدت وابستگی و دوستی‌اش با معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که چشم‌هایش جز زیبایی‌های وجود او را نمی‌بیند.