شمارهٔ ۱۹۰ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با کس حدیث عشق تو گفتن نمی توان
دریست در عشق که سفتن نمی توان
لب بسته همچو غنچه و دلخون چو لاله ام
بی باد رحمت تو شکفتن نمی توان
در دل هوای یار نیارم نگاهداشت
مهری درون ذره نهفتن نمی توان
آزار خاکپای تو ما را طریق نیست
زانرو بچهره راه تو رفتن نمی توان
از رحم تا دل تو بسوزد بحال من
احوال خویش پیش تو گفتن نمی توان
ترک کمان کشم بکمین میکشد ولی
ترک هوای عشق گرفتن نمی توان
گفتا حسین شب ز سر کوی ما برو
کز ناله های زار تو خفتن نمی توان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وضوح بیانگر درد و رنج عشق است. شاعر از ناامیدی و ناتوانی در بیان احساساتش سخن میگوید و میگوید که عشق واقعی قابل توضیح نیست. او به حالتهای مختلفی از عشق و دلتنگی اشاره میکند و بیان میکند که بیرحمتی معشوق، او را از گفتن حالش باز میدارد. در نهایت، شاعر از نشستن در کوی یار و درد ناشی از جدایی و نالههای دلزده سخن میگوید. عشق او عمیق و دردناک است و بیان آن برایش غیر ممکن به نظر میرسد.