نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۸ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای سر کویت بلای روضه رضوان من

درد روح افزای عشقت راحت و درمان من

تا مرا با چون تو جانان آشنائی دست داد

گشت از غیر تو بیگانه ز غیرت جان من

شاهد معنی چو از جلباب صورت رخ نمود

نیست از غیر تو آگه جان معنی دان من

تا شدم مرآة عشق و عشق بر من جلوه کرد

من شدم حیران او و عالمی حیران من

من کیم ای عشق مطلق بنده فرمان تو

تو که باشی مر مرا سلطان من سلطان من

گر کنم اندیشه وصلت توئی اندیشه ام

ور بنالم از فراقت هم توئی افغان من

ساختم از سر قدم غواص دریاها شدم

گوهری چون تو برآمد ناگه از عمان من

غمزه ات ای عشق چون هردم کند غمازئی

آشکارا چون نگردد حالت پنهان من

آن من گردد سعادت‌ها که در کونین هست

گر حسین خسته را گویی که او هست آن من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمق عشق و اشتیاق شاعر به معشوق است. شاعر ابتدا به زیبایی و لذت‌های بهشت اشاره می‌کند و درد و درمان روح خود را در عشق می‌بیند. او با آشنایی با معشوق، از سایرین بیگانه می‌شود و عشق را به عنوان منبع اصلی وجود خود می‌داند. وجود معشوق باعث حیرت او و جهانیان می‌شود و او خود را بنده‌ای از عشق مطلق می‌شمارد. هرگاه به یاد معشوق می‌افتد، افکار و آلامش فقط به او مربوط می‌شود. در نهایت، او به عشق می‌گوید که غمزه‌اش مانند نشانه‌ای از حضورش است و سعادت واقعی را در وجود معشوق می‌جوید.