نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۱ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روزی اگر گذار تو افتد بخاک من

فریاد بشنوی ز دل دردناک من

لعلت حیات میدهد ای دوست باک نیست

گر غمزه تو سعی کند در هلاک من

در عشق تست جامه جانم هزار چاک

گر خلق بنگرند گریبان چاک من

در عشق روی و موی تو چون خاک گشته ام

نشگفت اگر دمد گل و ریحان ز خاک من

تاک وجود من عنب عشق بر دهد

بنگر چه پاک اصل فتاد است تاک من

مه را ز مهر نور فزاید از آن فزود

حسن رخت ز مهر دل و جان پاک من

ای عشق تیغ برکش و قتل حسین کن

تا از میانه دور شود اشتراک من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عمق عشق و عواطف نویسنده است. او از درد و رنجی که در دل دارد سخن می‌گوید و به معشوقش یادآوری می‌کند که چطور عشق او به او زندگی می‌دهد، حتی اگر سبب هلاکش شود. او عشق را با چاک‌های پیراهنش و زیبایی معشوقش توصیف می‌کند و به تفصیل به وابستگی‌اش به این عشق اشاره می‌کند. در نهایت، نویسنده از عشق می‌خواهد تا به نوعی سبب قطع ارتباط شود، شاید به خاطر شدت احساساتی که دارد. این شعر به خوبی احوالات عاشقانه و درونیات عاشق را بیان می‌کند.