نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۷ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دوش خوردم از شراب عشق او پیمانه‌ای

گشت عقلم بیقرار و بیدل و دیوانه‌ای

آشنایی کرد با من عشق عالم سوز او

گشتم از دین و دل و جان و خرد بیگانه‌ای

روح قدسی مست گردد عقل دیوانه شود

گر کند ساقی مجلس غمزه مستانه‌ای

طعنه کم زن بر من دیوانه ای فرزانه دل

زانکه من بودم در اول همچو تو فرزانه‌ای

رازهای عشق موسی را از این شیدا شنو

قصه لیلی و مجنون نیست جز افسانه‌ای

کعبه دل را تو پرداز از خیال غیر دوست

ورنه خوانند اهل دل آن خانه را بتخانه‌ای

محو شو در یار همچون آینه یکروی باش

گرد خود کم گرد و دوروئی مکن چون شانه‌ای

در میان پاکبازان راه کی یابی حسین

تا نبازی جان خود را در ره جانانه‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و شور و شوقی است که شاعر از تجربهٔ آن برخوردار شده است. او بیان می‌کند که عشق محبوبش عقل و دلش را به تلاطم درآورده و او را از دین و خرد بیگانه کرده است. شاعر به عواقب مستی عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق مانند رازهای عمیق و داستان‌های افسانه‌ای است. او بر اهمیت پاکی و خالصی در عشق تأکید دارد و از دورویی و تردید پرهیز می‌کند. در نهایت، شاعر به جستجوی حقیقت و عشق واقعی اشاره می‌کند و بر اهمیت فدای جان در راه عشق واقعی تأکید می‌کند.