نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۸ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای آنکه در دیار دلم خانه کرده ای

گنجی از آنمقام بویرانه کرده ای

گه عقلها بنرگس مخمور برده

گه فتنه ها بغمزه مستانه کرده ای

عالم پر از روایح و مشک و عبیر شد

چون گیسوی معنبر خود شانه کرده ای

تا ای پری سلاسل مشکین نموده ای

ارباب عقل را همه دیوانه کرده ای

در آرزوی لعل شکر بار خویشتن

چشم مرا خزینه دردانه کرده ای

من در بروی غیر ز غیرت چو بسته ام

تا در حریم جان و دلم خانه کرده ای

مرغ دل مرا که نشیمن ز سدره داشت

ایشمع دلفروز تو پروانه کرده ای

خود کرده آشنا بمن ای شوخ دلربا

آنگه روش چو مردم بیگانه کرده ای

برخوان وصل داده صلا اهل عشق را

یاد حسین بیدل شیدا نکرده ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلبستگی عمیق به محبوب است. شاعر به معشوقش اشاره می‌کند که چگونه با وجودش دنیای خود را زیباتر کرده و عقل و دل‌های دیگران را مجنون کرده است. او به تشبیه‌های زیبا از گلاب و عطر و همچنین اثرات جذابیت محبوب بر روح و روان اشاره می‌کند. شاعر همچنین از حریم شخصی خود و اینکه چگونه برای محبوبش در دل بسته است، سخن می‌گوید و در نهایت، با اشاره به حسین بیدل، به جایگاه عشق و درد در زندگی خود اشاره می‌کند. این شعر نمایانگر عواطف عمیق و پیچیدگی‌های عشق است.