شمارهٔ ۲۳۳ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر تو عاشق حسنی چرا وابسته جانی
روان بگذر ز جان ای دل اگر جویای جانانی
غم سودای عاشق را چه شادیهاست اندر پی
جراحتهای جانان را چه راحتهاست پنهانی
اگر سلطانیت باید بیا درویش این در شو
که سلطانی ست درویشی و درویشی ست سلطانی
درخت آتشین عشقست اندر وادی ایمن
اناالله بشنوی از وی اگر موسی عمرانی
اگر آتش فرو گیرد همه آفاق عالم را
سمندروار ای عاشق در آتش رو بآسانی
خلیل عشق جانانی مپرهیز از تف آتش
که آتش با خلیل او کند رسم گلستانی
حجاب او توئی ای دل برو از خویشتن بگسل
که از سبحات وجه او رسد انوار سبحانی
چو میدانی که گنج شه بود در کنج ویرانها
برای نقد عشق او رضا در ده بویرانی
بخلوت خانه وصلت مرا ره ده که در عشقت
به جان آمد حسین ای جان در این وادی ز حیرانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و وابستگی به معشوق است. شاعر به مخاطب میگوید اگر واقعاً عاشق حسنی، باید از وابستگیهای دنیوی رها شود و به عشق حقیقی توجه کند. غم و شادی عاشق به هم گره خورده و دردهای ناشی از عشق، در عین سختی، لذتی پنهان دارند. شاعر به درویش بودن و سلطانی عشق اشاره میکند و تأکید میکند که عشق همچون درخت آتشین در وادی امن قرار دارد. او عاشقان را به شجاعت در رویارویی با آتش عشق دعوت میکند و میگوید که این آتش میتواند به شکوفه عشقی شگفتانگیز منجر شود. در انتها، شاعر از مخاطب میخواهد که از خودگذشتگی کند تا نور خداوندی به او برسد و در آغوش عشق، به آرامش و وصال دست یابد.