نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۷ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

چه حذر کنم ز مردن که توام بقای جانی

چه خوش است جان سپردن اگرش تو میستانی

هله تیغ عشق برکش بکش این شکسته دل را

که ز کشتن تو یابد دل مرده زندگانی

پی جستن نشانت ز نشان خود گذشتم

که کسی نشان نیابد ز تو جز به بی نشانی

ز خمار خودپرستی چو مرا نماند طاقت

قدحی بیار ساقی ز چنان مئی که دانی

ز زلال خضر جامی بچشان و ده بقائی

که بجان رسیدم ای جان ز غم جهان فانی

نفسی مرو ز پیشم بنما جمال خویشم

بشکن هزار توبه که بلای ناگهانی

گه جلوه جمالت قدح از حدق بسازم

که چشم شراب غیبی به پیاله نهانی

لب ما و آستینت سر ما و آستانت

اگرم بخویش خوانی و گرم ز پیش رانی

چو حسین عاشقی تو که هزار ذوق یابد

بگه سئوال رویت بجواب لن ترانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق به معشوق است. شاعر از عدم ترس از مرگ سخن می‌گوید و بیان می‌کند که جان سپردن به معشوق بسیار لذت‌بخش است. او از عشق به عنوان تیغی یاد می‌کند که می‌تواند دل شکسته‌اش را به زندگی دوباره بازگرداند. همچنین، شاعر به جستجوی نشانی از معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ نشانی بهتر از بی‌نشان بودن خود معشوق نیست. در ادامه، او از باده عشق و می‌طلبد که او را از غم دنیا برهاند و جمال معشوق را به نمایش بگذارد. در نهایت، اشاره به عشق حسینی و لذت‌های ناشی از آن، بیانگر عمق احساسات و شور و شوق عاشقانه است.