نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۵ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ایکاش در هوای تو من خاک گشتمی

باری ز ننگ هستی خود پاک گشتمی

گر بودمی بشادی وصلت امیدوار

کی من ز درد هجر تو غمناک گشتمی

ای کاش در شکارگهت صید بودمی

تا یک نفس مصاحب فتراک گشتمی

پیوسته سجدگاه ملک بودمی اگر

زیر سم سمند تو من خاک گشتمی

چون عاقبت ز دست بتان کشته گشتنی است

باری قتیل آن بت چالاک گشتمی

گر چون حسین خاک درت بودمی بقدر

چون عرش تاج تارک افلاک گشتمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر آرزو می‌کند که ای کاش در عشق معشوق خود، به خاک او تبدیل می‌شد تا از ننگ وجود خود پاک شود. او امیدوار است که اگر در کنار معشوق بود، هرگز از درد فراق غمناک نمی‌شد. شاعر می‌خواهد در شکارگاه معشوق یک صید باشد و با او مدام باشد. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که اگر زیر سم اسب معشوق می‌بود، به خدا نزدیک‌تر می‌شد. در نهایت، شاعر به این موضوع فکر می‌کند که اگر به سرنوشت عاشقانی مانند حسین دچارشود و جانش را فدای معشوق کند، همانند تاجی بر افلاک می‌درخشد.