نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۸ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

شبی از روی دلداری اگر دیدار بنمایی

چو خورشید جهان‌آرا همه عالم بیارایی

تو اندر پرده پنهان و جهان پرشورش از عشقت

قیامت باشد آن ساعت که از پرده برون آیی

نه صبر از تو بود ممکن اگر پنهان شوی یک دم

نه طاقت می‌کند یاری اگر دیدار بنمایی

گر از روی رضا یک دم نظر بر عالم اندازی

دری از روضه رضوان به روی خلق بگشایی

تو با چندین نشانی‌ها ز چشم خلق پنهانی

ولی در عین پنهانی بر عارف هویدایی

مشو غایب ز من یک دم که آرام دل و جانی

مرو از چشم من بیرون که نور چشم بینایی

جهان آیینه‌ای آمد صفا و روشنیش از تو

همه عالم سراسر تن تو تنها جان تن‌هایی

به لطفم سوی خود می‌کش که من ذره تو خورشیدی

به خویشم آشنایی ده که من قطره تو دریایی

حسین اشعار شیرینت چنان بگرفت عالم را

که طوطی را نمی‌تابد به عهد تو شکرخایی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دیدار معشوق به تصویر کشیده شده است. شاعر از دلداری و زیبایی معشوق می‌گوید و اینکه اگر او یک شب به دیدار بیاید، دنیا پر از نور و زیبایی خواهد شد. او اشاره می‌کند که معشوق در پرده پنهان است و این پنهانی بودن باعث می‌شود که عاشق نتواند صبر کند و تحملش کم شود. شاعر از قدرتمندی معشوق و اثر وجودش بر عالم سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که حتی اگر او پنهان باشد، برای عارفان روشن و آشکار است. در نهایت، شاعر از تمایلش به نزدیکی و وصال معشوق می‌گوید و ارتباط خود را با او به عنوان ذره‌ای که به خورشید پیوند دارد، تشبیه می‌کند.