شمارهٔ ۲۵۱ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سروناز رونق بستان ما توئی
ای نور دیده شمع شبستان ما توئی
از بار غم چه غم چو توئی دستگیر ما
وز درد دل چه باک چو درمان ما توئی
ما را بر آنچه حکم کنی اعتراض نیست
ما بنده ایم و حاکم و سلطان ما توئی
فرمان ما برند سلاطین روزگار
گر گوئیم که بنده فرمان ما توئی
گفتم بطره تو شبی کز تطاولت
دیوانه ایم و سلسله جنبان ما توئی
احوال ما بدوست بگو مو بمو از آنک
واقف ز حال زار پریشان ما توئی
ای یوسف مسیح دم از پیش ما مرو
کارام روح و روح دل و جان ما توئی
کنج دل حسین نشد جای هیچکس
مانند گنج در دل ویران ما توئی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره محبوبی است که به عنوان نور و روشنایی زندگی شاعر توصیف شده است. شاعر با ابراز احساسات عمیق خود، محبوب را به عنوان منبع آرامش و امیدوار کننده معرفی میکند. او میگوید که هرچه محبوب بخواهد، او تبعیت میکند و هیچ اعتراضی ندارد. همچنین اشاره میکند که محبوب به نوعی حاکم بر دل و احساسات او است و هیچ چیز دیگری نمیتواند جای او را بگیرد. در نهایت، شاعر حس میکند که محبوب مانند گنجی در دل اوست و هیچ کسی نمیتواند به این مقام دست یابد.