شمارهٔ ۲۵۶ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گفتم دلا ببین که جفای که میکشی
وین درد دل ز بهر رضای که میکشی
از دشمنان کشند جفا بهر دوستان
چون دوست دشمن است برای که میکشی
هر کس که بر وفای حبیبی جفا کشد
باری تو بر امید وفای که میکشی
چون عیسی شکسته دلان از تو فارغ است
این درد دل ز بهر دوای که میکشی
او را سر هوای تو چون نیست بیش از این
بیهوده درد سر بهوای که میکشی
گیرم که از بلای بتانت گزیر نیست
باری نگر که بار بلای که میکشی
دل گفت شرم دار از این گفتگو حسین
بگشای چشم و بین که جفای که میکشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به نوعی شکایت و درد دل انسان از جفای دوستان و محبوبان است. شاعر در این قطعه به فردی میگوید که چرا به خاطر رضایت دیگران و به علت رفتارهای ناپسند برخی، خود را در درد و رنج قرار میدهد. او به این نکته اشاره میکند که وقتی دوست خود را دشمن میبیند، برای چه میکوشد؟ همچنین اشاره میکند که این درد دل برای جلب محبت یا وفای دیگری بیهوده است و در نهایت از او میخواهد که به واقعیتها توجه کند و از این جفاها شرم کند.