نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۲ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بسته ام دل بغم عشق پری رخساری

صنم سیمبری حور ملک کرداری

شادی خاطر هر شیفته غمگینی

مرهم سینه هر سوخته بیماری

دلبری سرو قدی سیمبری مهروئی

بت شکرشکن و طوطی خوش گفتاری

هیچکس را نبود رغبت مشک تاتار

گر برد باد صبا از سر زلفش تاری

واقف از حال دل غمزدگان خویش است

نه چو خوبان زمان عشوه ده غداری

گرچه پیش من دلخسته نیامد یکدم

بر دل خسته من نیست از او آزاری

ای حسین از سر جان بگذر و بگزین عشقش

که نباشد به از این در همه عالم کاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی عشق و درد ناشی از آن است. شاعر از زیبایی و سحر و جاذبه‌ی معشوق سخن می‌گوید و تأثیر عمیق او بر دل‌های داغدیده و غمگین را توصیف می‌کند. اشاره می‌کند که عشق معشوق می‌تواند مرهمی بر دردها باشد و حتی در غیابش نیز تاثیری منفی بر دل ندارد. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق واقعی اشاره می‌کند و از حسین می‌خواهد که برای عشقش از جانش بگذرد، زیرا هیچ چیز در جهان به اندازه‌ی عشق ارزشمند نیست.