نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶۲ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

دلا چون در خم چوگان عشق دوست چون گوئی

اگر ضربت زند شاید که از خدمت سخن گوئی

اگر کشتن بود کامش ترا باید شدن رامش

نخواهی جستن از دامش که او شیر و تو آهوئی

ز جام عشق اگر مستی بشو دست از غم هستی

چو در دلدار پیوستی ز غیر او چه میجوئی

ز شوق روی آن دلبر فدا کن مال و جان و سر

ز عقل و دین و جان بگذر اگر دیوانه اوئی

چو یار آمد بدلجوئی بهر جانب چه میپوئی

چو با تست آنچه میجوئی چرا آشفته هر سوئی

از این تخمیر آب و گل توئی مقصود حق ای دل

توئی دریای بی ساحل به صورت گرچه چون جوئی

ز گوهرهای گنج شه بغواصی شوی آگه

در این دریا اگر یکره دو دست از جان فرو شوئی

حسین از فیض سبحانی مشامی جوی روحانی

که از نفخات ربانی ریاحین رضا بوئی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وابستگی به محبوب است. شاعر به مخاطب یادآوری می‌کند که عشق به محبوب، هرچند ممکن است دردناک و دشوار باشد، اما ارزش فداکاری و از خود گذشتن را دارد. در عشق، باید از غم‌ها رها شد و تمام وجود را برای محبوب صرف کرد. شاعر به نمایش دوگانگی میان عقل و عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر دیوانه عشق هستی، باید از عقل و دین بگذری. نهایتاً، او به درکی عمیق از خود و تلاش برای نزدیکی به خداوند به عنوان حقیقی‌ترین هدف اشاره می‌کند. عشق، در واقع، باید انسان را به رسیدن به حقیقت و معنای عمیق‌تری از وجود سوق دهد.