شمارهٔ ۲۵۹ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای در اقلیم معانی زده کوس شاهی
بنده امر و مطیع تو ز مه تا ماهی
هر که خاک ره تو تاج سر خود نکند
پیش ارباب معانی بود از بی راهی
هست افکار تو مشاطه ابکار غیوب
که ز اسرار سراپرده غیب آگاهی
خلق دنیا چو طفیلند و توئی حاصل کون
اهل معنی همه خیلند و تو شاهنشاهی
درع حکمت چو بپوشی و درآئی در صف
شیر در بیشه معنی کندت روباهی
آنقدر هست قبول تو در آن در که رسد
هر دم از حکم قضا آنچه تو در میخواهی
از همه فضل و عنایات الهی نه بس است
این سعادت که تو شایسته آن درگاهی
گر بدامان وصالت نرسد نیست عجب
دست امید حسین از جهة کوتاهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش معانی و عظمت کسی میپردازد که در دنیای معنا و حکمت جایگاه بالایی دارد. او میگوید که همه انسانها به نوعی به این شخصیت وابستهاند و هرکس که در راه او حرکت نکند، از حقیقت دور مانده است. افکار و دانایی این شخص همچون آرایشگری برای زیباییهای غیبی هستند و او خود حکمرانی در دنیای معانی است. همچنین، شاعر به قدرت و تاثیرگذاری او اشاره میکند که میتواند در هر لحظه خواستهاش را محقق کند. در نهایت بیان میکند که اگر به او نزدیک نشوند، این نقص از خودشان است و نباید تعجب کرد.