شمارهٔ ۲۶۶ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
راه اگر سوی خرابات مغان دریابی
دارد امید که اسرار نهان دریابی
از سر هستی موهوم سبک برخیزی
گر از آن ساقی جان رطل گران دریابی
دوست را کز دو جهان مسند او بیرونست
چو تبرا کنی از هر دو جهان دریابی
تا نشانی بود آن نام تو باقی در عشق
نیست ممکن که از او نام و نشان دریابی
خلوت دل که در او یار تو ماوی سازد
ادب آن نیست که اغیار در آن دریابی
گر دل از مهر هوای دگران برگیری
دوست را جانب خود دل نگران دریابی
همه تن خاک شو اندر ره دلدار حسین
تا رهی سوی سراپرده جان دریابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دستیابی به اسرار عشق و حقیقت وجودی است. شاعر به کسی که به خرابات و مغان (جایی که عشق و شور و حال در آن وجود دارد) میرود، امید میدهد که به رازهای نهان پی ببرد. او از خواندن شراب جانافزا و برحذر کردن از دنیای مادی برای دستیابی به محبت واقعی سخن میگوید. همچنین به فرد توصیه میکند که برای وصال دوست باید از تعلق به دنیا فاصله بگیرد و در خلوت دل با یار خود مانوس شود. در نهایت تاکید دارد بر اینکه برای رسیدن به عشق حقیقی، باید همه چیز را در راه دلدار فدای عشق کرد.