نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۰ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای سرو ناز رونق بستان عالمی

وی نور دیده شمع شبستان عالمی

جان منی و بی تو مرا نیست زندگی

تنها نه جان من که تو خود جان عالمی

با خوی خوش چو عالم دلها گرفته ای

اکنون درست گشت که سلطان عالمی

بیمار خویش را ز لب روح بخش خویش

در ده شفا که عیسی دوران عالمی

گفتار تلخ از آن لب شیرین چو شکر است

ای جان من که خسرو خوبان عالمی

گریان چو ابر از تو و خندان چو لاله ام

ای تازه رو که نوگل خندان عالمی

گر در نظم من شودت گوشوار جان

می زیبدت که شاه سخندان عالمی

چون عالمست مظهر حسن و جمال دوست

ای دل غریب نیست که حیران عالمی

مقصود وصل همنفسان است ای حسین

زین عمر پنجروزه که مهمان عالمی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر با به کارگیری تشبیهات زیبا، عشق و وابستگی گوید. شاعر به محبوب خود به عنوان رونق بستان و نور چشم اشاره می‌کند و بیان می‌کند که وجود او به زندگی‌اش معنا می‌بخشد. او نشان می‌دهد که محبوبش نه تنها جان او، بلکه جان تمام عالم است. شاعر از درد و شوقش نسبت به معشوق می‌گوید و تلخی کلمات را هم به شیرینی محبوب نسبت می‌دهد. در ادامه، به ویژگی‌های زیبایی و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و تضاد احساساتش را در شادی و اندوه نشان می‌دهد. او در نهایت به رابطه‌ای عمیق و هدفمند که به وصال محبوب می‌انجامد اشاره می‌کند، و زندگی را چون مهمانی کوتاه می‌داند.