شمارهٔ ۲۷۱ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
گلی نازک ز گلزار معانی
شکفته بود بر شاخ جوانی
دریغا کانچنان گل یافت آفت
از آسیب دم سرد خزانی
دریغا در فراق روی آن گل
خزان شد نوبهار زندگانی
گل از دستم بدر رفت و نرفته است
ز پای جان من خار نهانی
تو ای آسوده دل زخمی نخورده
ز حال زار مجروحان چه دانی
کجائی ای انیس خاطر من
که مقصود دل و مطلوب جانی
تو بودی کام جانم چون برفتی
نخواهم من از این پس زندگانی
ز پا افتاده ام لطفی بفرمای
اگر دستم گرفتن میتوانی
حسین آماده کن زاد ره خویش
دو سه روزی که اینجا میهمانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی غم و اندوه ناشی از جدایی و فقدان است. شاعر به توصیف گل نازکی میپردازد که در جوانی شکفته شده، اما به سبب سرمای فصل خزانی آسیب دیده است. او از فراق آن گل و تأثیر آن بر زندگیاش غمگین است و احساس میکند که زندگیاش بدون آن گل، دیگر زیبایی ندارد. شاعر به شخصی صحبت میکند که از حال زار او بیخبر است و میخواهد دوباره به وصل و خوشی برسد. در پایان، از حسین میخواهد که مقدمات سفرش را فراهم کند تا چند روزی مهمان باشد.