شمارهٔ ۲۹ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ایکه جز حسن رخت پیرایه آفاق نیست
جز جمالت آرزوی خاطر مشتاق نیست
گر کشی تیغ و کشی عشاق را در هیچ باب
از سر کوی تو رفتن مذهب عشاق نیست
زخم کز پیش تو آید نوش جان افزای ما است
زهر کز دست تو باشد کمتر از تریاق نیست
ما بمیثاق الست از تو بلا در خواستیم
از بلا بگریزد آنکو بر سر میثاق نیست
در نوشتم دفتر هستی و اوراق خرد
زانکه علم عشق اندر دفتر و اوراق نیست
موج عشقت تخته هستی ما را در ربود
کار ما اکنون در این دریا جز استغراق نیست
میوه معراج چیند اهل دل از نخل عشق
کین شجر عرشی است لیکن تکیه اش بر ساق نیست
قید هستی را بهل گر وصل میجوئی حسین
زانکه خوف فرقت اندر حالتت اطلاق نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میفرماید که هیچ چیز در جهان به زیبایی او نیست. عشق و محبت او چنان قوی است که حتی اگر محبتی را از دست بدهیم، باز هم نمیتوانیم از او دور شویم. شاعر بیان میکند که درد و رنجی که از معشوق میکشیم، برای ما شیرین و خوشایند است. او به پیمان عشق و میثاق اشاره میکند و خاطرنشان میسازد که هرگونه بلا و درد را از معشوق خواستهایم. در نهایت، شاعر با تاکید بر این که واقعیت عشق فراتر از شناخت و علم است، به آرامش و غرق بودن در عشق میپردازد و این نکته را یادآور میشود که پیوستگی به معشوق فراتر از هر قید و بند دنیوی است.