شمارهٔ ۳۶ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
عید در موسم نوروز بسی روح افزاست
روح جانبخش ریاحین چمن راحت زاست
موسم عیش و زمان طرب آمد لیکن
بر دل سوختگان هر نفسی داغ بلاست
عندلیب چمن از ناله نمی آساید
مگر او نیز چو من از گل صد برگ جداست
روز نوروز محبان اثر طلعت دوست
عید عشاق وفا پیشه تجلی لقاست
کیمیای نظر اهل وفا جوی ای دل
که مراد از دو جهان یک نظر اهل وفاست
خاک این در شو اگر ذوق و صفا میطلبی
زانکه این منزل جان بر در اصحاب صفاست
اگر این صومعه با روضه کند دعوی حسن
پیش اهل نظرش از در و دیوار گواست
در پس پرده تو ای دوست جهان میسوزی
پرده چون برفکنی طاقت دیدار که راست
خانمان سوختگانیم که ما را چو حسین
سوختن از غم تو به ز بهشت اعلاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وصف عید نوروز و زیباییهای آن میپردازد، ولی همچنین از غم و درد سوختگان سخن میگوید. او به تفاوت خوشیها و غمها اشاره دارد و حسرت جدایی از معشوق را احساس میکند. در عین حال، ابراز محبت و عشق را در روز نوروز به تصویر میکشد. شاعر به اهمیت دیدار و نظر اهل وفا تأکید میکند و اعتراف میکند که سوختن در عشق معشوق به مراتب از هر خوشی دیگر ارزشمندتر است. در نهایت، او از دردی که عشق به معشوق بر دل دارد سخن میگوید و به سوختن از غم معشوق در عالم عشق اشاره میکند.