شمارهٔ ۳۸ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای لعل دلپذیر تو سرمایه حیات
ای روی بی نظیر تو خورشید کائنات
رفتی ز پیش دیده و مردم ز هجر تو
آری فراق روح بود موجب ممات
چندان گرفت آتش عشقت دلم که شد
با دل بلای عشق تو بس خوشتر از نجات
از عشق تست درد خوش آینده چون دوا
وز دست تست زهر گوارنده چون نبات
در آرزوی دیدن رویت همی شود
هر دم ز چشمه های دو چشمم روان فرات
چشم مودت از تو ندارم از آنکه تو
چون دهر بیوفائی و چون عمر بی ثبات
بوی وفا رسد بمشام وصال من
گر بگذری بتربت من از پس وفات
تا چند از فراق تو سوزد دل حسین
ای سرو ماه پیکر و حور ملک صفات
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از عشق و دلتنگی صحبت میکند. شاعر به محبوبش که نماد زندگی و زیبایی است، اشاره میکند و بیان میدارد که جدایی از او موجب درد و مرگ روحش شده است. او از شدت عشقش میگوید که با وجود درد، این عشق از نجات برایش گرانبهاتر است. شاعر در آرزوی دیدار محبوب بوده و میگوید که وفا و ثباتی در عشق او وجود ندارد. او از سوز دل خود به خاطر فراق محبوبش شکایت میکند و به زیباییهای او اشاره دارد. شعر در نهایت نشاندهندهی عمیقترین احساسات انسانی نسبت به عشق و جدایی است.