شمارهٔ ۴۴ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ترک من بار دیگر راه جفا پیش گرفت
بی گنه ترک من خسته درویش گرفت
دلش از صحبت اصحاب که نیک اندیشید
بحکایات حسودان بداندیش گرفت
من دلسوخته ترکش نکنم گرچه کنون
بی گنه ترک من آن ترک جفا کیش گرفت
مرگ خود میطلبم روز و شب از حق بدعا
زانکه بی او دلم از زندگی خویش گرفت
آن پریچهره ندانم چه شنیده ز حسین
که نظر از من بیچاره درویش گرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از احساسات درونی و دردهای خویش سخن میگوید. او از ترک محبوبش یاد میکند که به او خیانت کرده و او را رنجانده است. دل محبوب از صحبت با افراد حسود و بداندیش پر شده است. شاعر همچنان در عشق خود مصمم است و حتی اگر محبوب به او بیتوجهی کند، او را ترک نخواهد کرد. همچنین، او به درد و رنج خود اشاره میکند و از خداوند مرگ را طلب میکند، زیرا زندگی بدون محبوبش برایش طاقتفرسا شده است. نهایتاً، او به پراکندگی محبت و بیتوجهی محبوبش به خود اشاره میکند و پریشانی در دلش را بیان میکند.