شمارهٔ ۴۶ حسین خوارزمی
حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رفتی و یاد تو ز دل ریش من نرفت
نقش خیال روی تو از پیش من نرفت
ملک وجود من ز غمت گرچه شد خراب
سلطان عشقت از دل درویش من نرفت
در دور عشق روی تو ای ماهرو نماند
نیش غمی که بر جگر ریش من نرفت
این میکشد مرا که دل بی وفای تو
جز بر مراد خصم بداندیش من نرفت
تا جرعه ای حسین ز جام تو نوش کرد
آن ذوق هرگز از دل بیخویش من نرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساس عمیق عشق و جدایی را بیان میکند. شاعر از یاد و خاطره معشوقش صحبت میکند که هرگز از دلش نمیرود. علیرغم ویرانی که غم این عشق در زندگیاش به وجود آورده، عشق و خاطرات معشوق او را رها نمیکنند. حتی درد و رنجی که از این عشق میکشد، ذرهای از عشقش کم نمیکند و لذتهایی که از وصال معشوق چشیده، همیشه در قلب او باقی میماند.