نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ حسین خوارزمی

حسین خوارزمی / غزلیات، قصاید و قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به یک لطیفه که دوشینه ذوالجلال انگیخت

میان ما و تو بنگر که چون وصال انگیخت

چه لطف بود که دور سپهر از سر مهر

میان مشتری و ماه اتصال انگیخت

هزار طایر جان را شکار کرد رخت

چو دام و دانه مشکین ز خط و خال انگیخت

غلام قدرت آنم که از کمال کرم

جمال روی تو در غایت جلال انگیخت

چو بر صحیفه دل نقش بند فکرت من

مثال پیکرت ای ماه بی‌مثال انگیخت

خط از بنفشه رخ از لاله قد ز سرو سهی

دهن چو شکر شیرین لب از زلال انگیخت

حسین اگر چه خیالی شود ز ضعف رواست

چو نقش حسن تو در صفحه خیال انگیخت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و لطف خاصی که در عشق و وصال وجود دارد اشاره می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویری چون "ماه"، "مشتری" و "چهره زیبا" به توصیف احوالات عاشقانه و تاثیرگذاری جمال معشوق بر دل و جان می‌پردازد. او همچنین به توانایی خود در بیان عشق و زیبایی اشاره کرده و می‌گوید که هر چه در عالم وجود است، بخاطر این عشق و زیبایی است. در نهایت، شاعر بر این باور است که حتی اگر عشق خیالی باشد، باز هم زیبایی معشوق در ذهن و دل انسان جان می‌گیرد و تأثیری عمیق باقی می‌گذارد.